درباره نویسنده
بهرام بالوانه
بهرام بالوانه ام ؛ خرم پسندم از غمها بیگانه ام ؛ عاشق کوه و کبک و رودخانه ام؛ در جهان گذران با دلی بی کینه ام " پندار شاد" است خانه ام بخوانید و بنوشید از وب و پیمانه ام ، تو هستی مهمانم ای گل و من پروانه ام ؛
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • بهرام بالوانه
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • نخستین شعر فارسی از بهرام گور
  • سورنا
  • ساختار ارتش اشکانیان
  • پاسخ های بزرگمهر فرزانه به پرسش های انوشیروان
  • ورزش
  • نگاه
  • آیا میتوان شادی را اندازه گرفت؟
  • شایست نشایست
  • دوست
  • پیوند دل
  • ۱۳٩٠/۱/٢٧
  • امشب
  • سکوت
  • دوست
  • زبان سغدی
  • شادی در نظر بزرگان
  • اسب در ضرب المثل ها
  • شعار شما بیانگر شخصیت شماست!
  • دوبیتی
  • اگر هوس بود یکبار بس بود
  • شاپور ساسانی
  • ۱۳۸٩/۸/٤
  • مسابقات تیس کوپان
  • پدر
  • مادر
  • شادی
  • ایران
  • کبک خانگی
  • شب تنگ
  • سفره خالی
کلمات کلیدی مطالب
  • شعر (٥٠)
  • ایران (٢۳)
  • تاریخی (٢٢)
  • شادی (۱٥)
  • زندگی (۱٥)
  • پند (۱٤)
  • دوبیتی (۱۱)
  • سخن بزرگان (۸)
  • خراسان (۸)
  • کوه (٧)
  • موفقیت (٦)
  • تاریخ ادبیات (٦)
  • موسی عصمتی (٥)
  • آقدربند (٥)
  • اشک (٥)
  • عشق (٤)
  • جشن (٤)
  • مهر (٤)
  • اشکانیان (٤)
  • دکتر شریعتی (٤)
  • تاریخچه ورزش (٤)
  • پندار شاد (۳)
  • کبک دری (۳)
  • تربیت کودکان (٢)
  • کشفرود (٢)
  • خوشبینی (٢)
  • اسب (٢)
  • سرخس (٢)
  • تاجیکستان (٢)
  • جنگ (۱)
  • روزه (۱)
  • شب یلدا (۱)
  • جشن سده (۱)
  • هخامنشیان (۱)
  • رباعی (۱)
  • قلعه الموت (۱)
  • جشن مهرگان (۱)
  • ساسانیان (۱)
  • استرس (۱)
  • نوروز (۱)
  • مولانا (۱)
  • علمی (۱)
  • حقیقت (۱)
  • مادر (۱)
  • پدر (۱)
  • اندیشه (۱)
  • دوست (۱)
  • چنگ نواز (۱)
  • شادی و سوگ در ایران باستان (۱)
  • اسداله غریب (۱)
  • عناصر جهان بینی ایرانی (۱)
  • زبان سغدی (۱)
  • سرو کاشمر (۱)
  • سایه جومونگ بر ایران (۱)
  • رباط شرف (۱)
  • لقمان سرخسی (۱)
  • هخامنشیان کاشف آمریکا (۱)
  • موجود شگفت سرستون تخت جمشید (۱)
  • جغرافیای ایران (۱)
  • شعر بلوچی (۱)
  • آرش کمانگیر (۱)
  • حسن صباح (۱)
  • سورنا (۱)
  • کبک (۱)
  • گل نیلوفر (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
دوستان من
  • آخرين جرعه جام
  • باد شن ستاره ها
  • گفته ها و نكته ها
  • ثانيه نورد
  • عاقلان دانند
  • دستي بر آتش هنر
  • راز
  • دانش كشاورزي
  • شریعتی در تنهایی من
  • دنیای کوچک من
  • پزشک آینده
  • گل آرزو
  • نوشرواني
  • زندگی خالی نیست
  • یک میهن پرست
  • حرفهای صادقانه
  • فن آوری اطلاعات "آی تی"
  • روياي خيس
  • به لهجه باران
  • گروه موسیقی
  • مردونه
  • سعادت
  • شبنم صبحگاهی
  • خانه خوبان
  • نیلوفر زخمی
  • کاغذها و نوشته ها
  • دنیای بلوچی
  • شعر و ادبیات پریس
  • فقط ایران
  • سپیده ها
  • زیبا سخن آنکه
  • میمه
  • ترانه های محمد اکبری
  • دل بی آزار
  • نجوا
  • من و من
  • تنهایی یاس
  • کلبه سبز
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



پندار شاد
شاد زي با سيه چشمان شاد كه جهان نيست جز فسانه و باد
نخستین شعر فارسی از بهرام گور
نویسنده: بهرام بالوانه - ۱۳٩٠/٩/٢٧

بهرام گور پادشاه معروف ساسانی که در تاخ به بهرام پنجم مشهور است از ۴۲۰ تا ۴۳۸ ه میلادی سلطنت کرده است. از زندگی پرتنعم و جنگاوری ها و خوش گذرانی های او داستان های بسیار گرد آمده که بخش عمده ی آن ها از کتاب های پهلوی نقل شده است .

اگر گفته ی همه ی مؤلفان و پژوهشگران تاریخ ادبیات ایران و تذکره‌نویسان پذیرفته آید که نخستین شعر فارسی- و لو درهم شکسته و بدون آهنگ عروضی- از آن اوست، پس بهرام‌گور را باید نخستین شاعر شعر (پهلوی با دری آمیخته به عربی) دانست که در مقام سلطنت به نظم کلام پرداخته است. نورلدین محمد عوفی صاحب کتاب مشهور لباب‌الباب گوید:

«اول کسی که شعر پارسی گفت بهرام گور بود… وقتی، ‌آن پادشاه در مقام نشاط و موضع انبساط این چند کلمه ی موزون به لفظ را راند: منم آن شیر گله، منم آن پیل یله / نام من بهرام گور، کنیتم بوجبله

اما تا ‌زمان عوفی و کتاب لباب‌الباب بیت مزبور مراحل تکامل بسیار طی ‌کرده، به تدریج به وزن عروضی انتقال یافته است و گرنه آن چه برای نخستین‌بار در المسالک و المالک ابن خرداذبه آمده است با این بیت قابل مقایسه نیست، وی در  ذیل شلنبه گوید:«بهرام ‌گور گفته است:‌‌ منم شیر شلنبه و منم ببر یله» .

شمس‌الدین محمد قیس‌الرازی مصنف المعجم فی معاییر شعر هایالجعم گوید:«و همچنین ا‌بتداء شعر پارسی را به بهرام گور نسبت می‌کنند. . . و آن چه عجم آن را اول شعر های پارسی نهاده‌اند و به وی نسبت کرده اینست:

منم آن پیل دمان و منم آن شیر یله / نام من بهرام گور و کنیتم بوجبله

و در برخی کتاب های فرس دیده‌ام که علمای عصر بهرام، هیچ چیز از اخلاق و احوال او مستهجن ندیدند الا قول شعر. پس چون نوبت پادشاهی بدو رسید و ملک بر وی قرارگرفت، آذرباذزرادشتان حکیم پیش وی آمد و در معرض نصیحت گفت: ای پادشاه بدانک انشاء شعر از کبار معایب و دنی عادت پاذشاهانست. . .

بهرام گور از آن بازگشت و پس از آن شعر نگفت و نشنود و فرزندان و اقارب خویش را از آن منع کرد .»

دولتشاه‌ بن علاءالدوله سمرقندی در تذکره یالشعراء خود که در حدود سال ۹۸۲ نوشته شده است، می‌نویسد: «علماء و فضلا، به زبان فارسی قبل از اسلام، شعر نیافته‌اند… اما در افواء افتاده که اول کسی که شعر گفت به زبان فارسی بهرام گور بود و سبب، آن بود که او را محبوبه[ای] بود که وی را دلارام چنگی می‌گفته‌اند… و بهرام، بدو عاشق بود و آن کنیزک را دایم به تماشای شکارگاه بردی و دوستکامی و عشرت، به هم کردی. روزی بهرام به حضور دلارام در بیشه به شیری درآویخت و آن شیر را دو گوش گرفته بر هم بست و از غایت تفاخر، بر زبان بهرام‌ گذشت که: منم آن پیل دمان و منم آن شیر یله و هر سخنی که از بهرام واقع شدی دلارام به مناسبت آن جوابی گفتی. بهرام گفت:جواب این  داری؟ دلارام مناسبت این بگفت: نام، بهرام ترا و پدرت بوجبله. پادشاه را آن طرز کلام به مذاق افتاد».

* همان گونه که دیده می‌شود در ا‌نتساب نخستین بیت فارسی به بهرام‌گور اختلافی در روایات نیست‌ و آن چه هست مربوط به واژه های تشکیل‌دهنده بیتی است که بر زبان بهرام گور یه معشوقه‌اش دلارام رانده شده است.

نظرات ()



سورنا
نویسنده: بهرام بالوانه - ۱۳٩٠/٥/٢٢

ســـــــــــربازان جــــــــــــــــهانی

آیا میدانید ۱۷ مرداد در تاریخ ایران مصادف با چه رویدادی است ؟

سال ۵۳ پیش از میلاد امپراتوری بزرگ روم ایران را با ۴۰هزار سرباز مورد هجوم قرار داد . امپراتوری ایران که  ۱۵۰ سال آشفتگی به علت مرگ اسکندر را تجربه کرده بود اکنون زیر پرچم امپراتوری بزرگ اشکانیان ، در حال پا گرفتن بود . کراسوس فرمانده ارشد ارتش روم در مقابل سورنا فرمانده ی لایق ارتش ایران . چه کسی پیروز است ؟ وارثان پرسپولیس یا یاغیان متمدن . رومیها از صلاحهای پیشرفته جنگب با آرایشی تازه و روشی در خور توجه به جنگ ایرانیان آمده بودند . آنها یک نیزه ۵/۲ ویا ۵/۳ متری همراه با یک سپر محکم که بعنوان لاک از  آن استفاده میکردند . و در مقابل تیرها و نیزهای دشمنان در لاک دفاعی فرو میرفتند که خود آرایشی بسیار پیشرفته و حائز اهمیت بود . این استراتژی همان روشی بود که امپراتور روم نیمی از جهان را با آن تصاحب کرده بود.

ترفند ایرانیان

آنها به نزدیکی دروازه های امپراتوری ایران رسیده بودند که عده ای ژنده پوش را میبینند که در مقابل آنها صف آرایی نموده اند . آری آنها سپاه ایران بودند . که به دستور سورنا لباس های کهنه و پاره بر روی لباسهای جنگی بر تن کرده بودند . ارتش روم فریب میخورد و با خیال اینکه با گروهی وحشی طرف هستند . از لاک خود بیرون می آیند و بی مهابا به طرف آنها حمله میکنند . اما به ناگاه ایرانیها لباسهای ژنده ی خود را از تن درآوردند و با یک حمله غافلگیرانه ارتش روم را چنان در هم کوبیدند که ۲۰هزار کشته و ۱۰ هزار اسیر برجای ماند و ۱۰ هزار نفر باقی مانده که فرار کرده بودند هم عده ی کمی به مقصد رسیدند .

طولی نکشید که امپراتور روم "اکتاویوس " از ایران خواست تا پرچمهای سربازن کشته شده اش را پس دهد . اما مجلس مهستان ایران با این خواسته مخالفت نمود . سپس ارتش روم با یک حمله ی کسترده با ۱۱۳ هزار سرباز باز هم اسیر ترفندهای پارتیزانی ایرانیان می شوند. در این جنگ از روش حمله از آسمان (مانند پرواز با کایت) روبرو میشود و با ۲۴ هزار کشته جنگ را چنان می بازد که تا ۷۰ سال پس از آن هیچ برخورد نظامی میان این دو امپراطوری رخ نداد .

 

 

نظرات ()



ساختار ارتش اشکانیان
نویسنده: بهرام بالوانه - ۱۳٩٠/٥/٩

گرچه پیرامون ترکیب و سازمان ارتش اشکانی مانند ارتش هخامنشی مدرک‌های درست و کاملی در دست نیست، اما شرحی که مورخان معتبر رومی از رشادت و چالاکی و مهارت سوارنظام پارث در تیراندازی ذکر کرده اند و بنا بر آن‌چه از شرح رویدادهای جنگ‌های بین ایران و و روم برمی‌آید، می‌توان گفت که پادشاهان اشکانی پیروزی‌های درخشان خود را در برابر رومی‌ها مدیون مانورهای برق آسا و دلاوری‌های این رسته هستند و شهرت و افتخار تاریخی سواران ایران در واقع از همین دوره آغاز می شود. پس در این که رسته‌ی اصلی و عمده‌ی ارتش ایران در دوران اشکانی قسمت سواران بوده محل تردید نیست وبه علاوه رسته‌ی پیاده و اسواران‌های جماز هم به کار می‌رفته است. بنابر آنچه از گفته‌های مورخین رومی مانند پلوتارک، ژوستین و غیره بر می‌آید، سوارنظام ایران در زمان اشکانیان به دو قسمت ممتاز تقسیم می شده است: سوار سبک اسلحه. 2- سوار سنگین اسلحه

سوار سبک اسلحه

این رسته عامل حرکت و مانور و بیش‌تر برای اجرای حرکت‌های سریع، مانورهای پر وسعت، عملیات تأخیری، دستبرد، اکتشافات، پوشش و جنگ آن‌ها در تیراندازی به حدی بوده که اغلب در موقع تاخت به چابکی روی زین برگشته و به طور قیقاج تیر می‌انداختند و با این وصف تیرشان کمتر به خطا می رفت.

در آغاز نبرد دسته‌های سوار سبک اسلحه از چند طرف دشمن را مورد حمله قرار می دادند و تیرهای خود را به شدت بر سر دشمن می‌باریدند حتی اگر دشمن مبادرت به حمله می کرد از در آویختن با وی و مبارزه تن به تن احتراز می‌کردند و به جنگ و گریز می پرداختند و همین که دشمن را مدتی دنبال خود می‌کشانیدند و او را از هر حیث فرسوده و خسته می‌کردند، از جلوی او عقب نشینی کرده جای خود را به سوار نظام سنگین اسلحه واگذار می‌نمودند و آن‌ها با وارد ساختن ضربت‌های قطعی دشمن را منکوب و متلاشی می‌ساختند. بنابر روایات برخی از مورخان کار دیگر سوارهای سبک اسلحه بلندکردن گرد و غبار بود تا در پناه آن دشمن نتواند میزان استعداد یا سمت عقب نشینی آن‌ها را تشخیص بدهد.

سوار سنگین اسلحه

این رسته عامل ضربت و رزم نزدیک و تن به تن بود و به همین جهت این سوارها سراپا غرق در آهن پولاد می شدند. اسلحه تدافعی آن‌ها عبارت از جوشن چرمی بلندی بود که تا زانو می‌رسید و روی آن قطعه‌هایی از آهن می‌دوختند، کلاه خود فلزی آن‌ها طوری بود که پشت گردن و قسمتی از صورت را محفوظ می داشت؛ شلوارشان چرمی و تا روی پا می‌رسید و اسب‌های خود را با برگستوانی از چرم شتر می پوشانیدند که روی آنرا با قطعه‌هایی از آهن به شکل پر مرغ دوخته بودند و تمام این قطعه‌ها صیقلی و براق بود و بعضی از این سوارها سپرهایی از چرم خام یا فلز داشتند. اسلحه تعرضی آن‌ها عبارت از یک نیزه بلند خیلی محکم بود که طول آن از دو متر تجاوز می کرد و قدرت نیزه‌زنی این سوارها به اندازه‌ایی بود که اغلب با یک ضربت دو سرباز رومی را به هم می دوختند. یک شمشیردو دمه کوتاه ویک کارد به کمر می بستند که آن‌ها را در موقع گلاویز شدن با دشمن به‌کار می بردند.

پیاده نظام

در ارتش دوره اشکانی عده‌های پیاده نسبت به سوار خیلی کم و فقط برای حراست اردوگاه‌ها و حفظ قلاع و دربندها و انجام خدمات اردویی به‌کار می رفت.

اسواران‌های جماز

در بعضی موارد از جمله نبردهای اردوان پنجم با رومیان دیده شده است که در ارتش اشکانی اسواران‌های جماز هم بکار می رفته و در واقع قسمتی از سوارنظام سنگین اسلحه بوده، ولی در همین نبردها چون رومی‌ها با ریختن گلوله های کوچک خاردار روی زمین به پای شترها صدمه می زدند و از سرعت حرکت آن‌ها می کاستند. به این واسطه در دوره های بعد دیگر قسمت جماز به کار نمی رفت.

ارتشی از چریک‌ها

از روی نوشته های مورخین رومی این طور معلوم می شود که سوای پادگان‌های پایتخت یا شهرهای مهم دیگری که در فصول مختلف اقامتگاه سلطنتی بوده، همچنین پاسداران دژها و دربندهای مهم نظامی لشکریان پارث به صورت ارتش دایمی در مراکز معینی مجتمع نبودند و فقط در موقع جنگ احضار و به صورت چریک اداره می شدند. بیش‌تر افراد ارتش از اتباع سرکردگان و بزرگان پارث بوده و خود ایشان هم در جنگ شرکت می کردند. چنانکه ژوستن می گوید در جنگ سورن سردار اشکانی با کراسوس رومی چهارصد نفر از بزرگان پارث شرکت داشتند و عده سوارهای آن‌ها به پنجاه هزار تن می رسید. پلوتارک در موقع تعریف از سورن سردار شهیر آن دوره ایران می گوید: « سورن به تنهایی می توانست از اتباع خویش ده هزار مرد مسلح و مجهز در میدان جنگ حاضر نماید ».

زندگی سربازان

سربازان پارث از حیث زندگانی خیلی ساده و قانع و بنابر عادت طایفگی و ایلیاتی اغلب در پشت اسب به سر می‌بردند و در سواری و تحمل سختی‌های جنگ و گرما و تشنگی به‌حدی پرطاقت بودند که مایه‌ی حیرت رومی‌ها می‌شدند. پارث‌ها از جنگ‌های شبانه احتراز می‌کردند و همین که هوا تاریک می‌شد دست از مبارزه می‌کشیدند و با دشمن قطع تماس می‌کردند و به مسافت خیلی دوراز او اردو می زدند، زیرا ازیک طرف عادت به خندق کنی و استحکام اردوگاه خود نداشتند و از طرف دیگر چون به اسب‌های خود خیلی علاقه‌مند بودند لازم می‌دانستند شبها به آن‌ها استراحت بدهند.

شیوه‌ی رزم

پارث‌ها چون از فن محاصره و قلعه گیری اطلاعی نداشتند اگرهم در بعضی از جنگ‌ها اسباب و آلات محاصره رومیان را به غنیمت می بردند آنها را بی‌درنگ خراب و منهدم می‌ساختند. از ارابه های داسدار و گردونه های دوره هخامنشیان در ارتش اشکانی اثری دیده نمی شود زیرا شیوه های رزمی و عملیات سواره آنها اقتضای استعمال ارابه ها را نمی‌کرده است.

پارثها در فصل زمستان زیاد مایل به جنگ نبودند وبعضی از مورخین رومی این طور تصور می کنند که چون مهارت آن‌ها بیش‌تر در تیراندازی بود و در فصل زمستان به علت رطوبت هوا زه کمان‌ها سست می شد، تیرهای آنها کاری نبود. ولی بیش‌تر آن‌ها براین عقیده هستند که چون تأمین علیق قسمت‌های بزرگ سوار در فصل زمستان نامقدور بود و اسب‌ها از کمی علیق ناتوان و بی پا می شدند، از این رو حتی الامکان در این فصل از جنگ احتراز می‌ورزیدند.

سوارهای پارث در موقع حمله به دشمن رجزخوانی و هیاهو می کردند و طبل‌های کوچکی به قاچ‌زین آویخته بودند که با زدن دسته جلو بر آن‌ها غلغله و صدای زیاد راه می انداختند.

در موقع مذاکره صلح رسم پارث‌ها این بود که زه کمان‌ها را می گشودند و با این حال به دشمن نزدیک می‌شدند. برای حمل آذوقه و علیق و لوازم جنگی و به‌خصوص مقدار زیادی تیر که با خود حمل می کردند پارث‌ها دارای بنه‌های مرتب بودند و بیش‌تر از وجود شتر و ارابه استفاده می‌کردند.

دستاوردهای نظامی

به همین سواره نظام رشید و پرطاقت بود که پارث‌ها توانستند لژیون‌های فاتح و شکست ناپذیر امپراطوری روم را در ساحل فرات و دجله متوقف سازند و سرداران معروف و مغرور رومی را مانند کراسوس در نبرد « حران » نابود ساخته و قوای آنتوان سردار دیگر رومی را در مادکوچک( آذربایجان) طوری شکست بدهند که سردار مزبور با تن دادن به‌ عقب نشینی خفت‌آوری فقط جان خود را از چنگال سوارنظام رشید پارث نجات دهد. ژوستن مورخ رومی در توصیف سلحشوری سوارنظام پارث این طور می نویسد:

«باید با حیرت و تحسین به مردانگی و دلاوری پارث‌ها نگریست. چه پارث‌ها در اثر رشادت و جنگ‌آوری نه تنها مردمانی را که برایشان سیادت داشتند تابع خویش ساختند بلکه دولت روم را در زمانی که به اوج قدرت خود رسیده و سه مرتبه با بهترین سردارانش به ایران حمله ور شد، شکست دادند و در نتیجه معلوم شد پارث‌ها یگانه مردمی هستند که نه فقط با رومی‌ها برابرند بلکه فاتح لشکر روم بشمار می آیند».

 

نظرات ()



پاسخ های بزرگمهر فرزانه به پرسش های انوشیروان
نویسنده: بهرام بالوانه - ۱۳٩٠/٥/٥

انوشیروان ، بزرگمهر حکیم را گفت: ای حکیم بزرگ، ما را آگاه کن و خبر ده از امور دشوار و جواب بده به نیک ترین صورت تا آگاه شوم و شک از دل برود .
حکیم بزرگمهر گفت: ای پادشاه بپرس از آنچه دشوار است. از خدای بزرگ کمک می‌گیرم تا مرا توانایی نیکودهد به جواب دادن که او بر همه چیز تواناست و نیرو ده جان و خرد است.
گفت: اندرین جهان چه خواهیم تا خواسته هر دو حهان خواسته باشیم؟ گفت: سه چیز، تندرستی ، ایمنی ، مال و نعمت.
گفت: در جوانی چه بهتر و در پیری چه بهتر؟ گفت: در جوانی دانش آموختن و در پیری ، به‌کار بردن.
گفت: چه چیز است که به همه وقتی سزاوار است؟ گفت: به وظیفه‌ی خود مشغول بودن و خویشتن شناختن.
گفت تدبیر با که کنیم؟ گفت: با آن کس که سه چیز در وی باشد‏؛ دین و دانش و دوستی.
گفت: بدین جهان که خردمندتر؟ گفت: آنکه به کارها پیش تر.
گفت: نیکی کردن بهتر است یا از بدی دور بودن؟ گفت از بدی دور بودن بهترین همه‌ی نیکی‌هاست.
گفت: بهتر از زندگانی چیست؟ گفت: بهتر از زندگی، نیکنامی‌و بدتر از مرگ بیم است.
گفت: توانگری بهتر یا پارسایی؟گفت:پارسایی. پس گفت: پارسا بینم اندر بلا و توانگر اندر ناز و نعمت، آن بلا که گذرد نه بلاست و آن نعمت که بگذرد نه نعمت است.
گفت: از زندگی‌ها که خوشتر؟ گفت: آن که در وی امید بود.
گفت: هیچ کس هست که او بدین جهان ایمن زید؟ گفت: آن کس که او را دو چیز گرد آید؛ یکی بی گناهی‏ٌ،دیگر اندوه نخوردن بر آن چیزی که او را از آن چاره نیست.
گفت: تمام کارها به چند چیز اندر است؟ گفت: در دو چیز یکی اندیشه‌ی پیش از کار، دیگر کوشش اندر کار.
گفت: چه چیزیست از چیزها که چشم بدان روشن شود؟ گفت: زن پارسا و فرزند نیک.
گفت: از مردمان که سزاوار تر به رحمت؟ گفت: کریمی‌که بد گوهری بر او چیره شود.
گفت: کدام وقت در زندگی آدمی‌از همه ضایع تر؟ گفت: وقتی که بتواند در حق انسانی لطف کند، حاجتی را براورد و از آن خودداری کند.
گفت: از جورها کدام بزرگتر؟ گفت: دروغ گفتن.
گفت: از مردمان کیست که پشیمانی او سخت تر است؟ گفت: آنکه کردار نیک در حق ناسپاس کند.
گفت: آغاز همه‌ی نیکی ها چیست؟ گفت: دانایی.
گفت: از دوستان کدام دوست بهتر؟ گفت: آن که نیکدل تر .
گفت: از باد روان تر چیست؟ گفت: خبر بد.
گفت: از همه چیزها چه بیشتر؟ گفت: بخشش خداوند.
گفت: کدام کار سودمندتر؟ گفت: نیکی که دیگران را از آن بهره بود.
گفت: از شهد خوشتر چیست؟ گفت: فرزند نیک و دوستی دوستان راست.
گفت بخشایش ایز بر که سزاوارتر؟ گفت: بر آنکه بر خلق خدای بخشنده تر.
گفت: مردم را خرد از چه افزاید؟ گفت: از آموختن علم وادب و هنر.
گفت: از کارها کدام زیانبارتر؟ گفت: رفتن از پی هوای نفس، کز آن بدنامی‌حاصل شود.
گفت: سزاوارتر از همه‌ی مردم به ملامت کیست؟ گفت: آنکه آزموده را آزماید.
گفت: خرد مردمان از چه بود؟ گفت: خرد اندر آموختن است.
گفت: از مردمان کیست که خداوند از او خشنود است؟ گفت: آنکه به داده‌ی او قانع و سپاسگذار است.
گفت: از مردم که را دشمن بیشتر؟ گفت: مردم بی خرد و ناساز و بد زبان را.
گفت: بردباری در چیست؟ گفت: در خرسندی.

نظرات ()



ورزش
نویسنده: بهرام بالوانه - ۱۳٩٠/٤/۱٧

آنچه در پائین می خوانیم مصاحبه بر گرفته از اینترنت  است  با استیون بلر ، کارشناس ورزش ، که  بیش از ۲۵ سال در حال تحقیق در مورد فواید تندرستی فعالیت جسمانی ، ابتدا در موسسه کوپر در دالاس و اخیرا در دانشکده سلامت عمومی آرنولد دانشگاه کارولینای جنوبی بوده است. او رییس سابق کالج طب ورزش آمریکا است.

سوال – هر فرد برای رسیدن به مناسب ترین سطح  تندرستی چقدر باید ورزش کند ؟

جواب – سی دقیقه ورزش با شدت معتدل در پنج روز یا بیشتر روزهای هفته حقیقتا مقدار مبنایی می باشد. سطح تناسب اندام مرتبط با این مقدار به طور موثری باعث ۵۰ درصد کاهش در خطر مرگ و میر می شود. اگر بیش از سطوح توصیه شده مثلا ۶۰ دقیقه پیاده روی سریع یا ۴۵ دقیقه دو آرام انجام دهید ، ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش بیشتر در خطر مرگ و میر عاید تان می شود. این اطلاعات از تحقیق ما با استفاده از اطلاعات حاصل از مطالعه طولی مرکز Aeorobics ، که بمدت ۲۷ سال در حال فعالیت بوده است ، بدست آمده است که این فرصت های زیادی را برای بررسی تاثیر فعالیت بدنی ، برنامه ریزی و دیگر عوامل سبک زندگی بر مرگ و میر را برای ما فراهم می کند.

سوال – آیا انجام ورزش کمتر از ۳۰ دقیقه ، پنج بار در هفته  فوایدی دارد؟

جواب – بله. بنابه تازه ترین تحقیقی که انجام دادیم حتی اگر مقدار توصیه شده را هم انجام ندهید ، می توانید از فواید آن بهره مند شوید. به تازگی مطالعه ای پنج ساله را کامل کرده ایم که شامل گروهی از زنان غیرفعال پس از یائسگی با فشار خون نسبتا بالا بودند که در سطوح مختلف ورزش مورد آزمایش قرار گرفتند. حتی زنانی که نصف مقدار توصیه شده ورزش کردند ، علائم فیزیولوژیکی بهبود سلامت قابل توجهی را نشان دادند.

سوال – در مورد فعالیت حداقل چه نظری دارید؟

جواب – در حال حاضر بررسی می کنیم که در پایین ترین حد طیف ورزش چه اتفاقی می افتد – یعنی زمانی که نشسته اید و تنها فعالیت های حداقل زندگی روزمره را انجام می دهید  ، چیزی که بطور فزاینده ای رایج است حتی در میان افرادی که به طور منظم ورزش می کنند. در واقع نتایج بررسی های ملی حاکی است که در صد افراد بزرگسالی که گزارش می کنند به طور منظم ورزش می کنند در طول ۲۵ سال گذشته ، به مانند متوسط مصرف کالری روزانه ، تقریبا یکسان مانده است.

سوال – پس چرا ما در میان یک همه گیری چاقی هستیم؟

جواب – من و بقیه افراد اعتقاد داریم  علت این است که ما اساسا مصرف انرژی برنامه ریزی شده در زندگی روزمره در سرکار ، در خانه و  در فعالیت های تفریحی نداریم. این چیزی است که هیچ وقت آن را مناسب اندازه گیری تشخیص نداده ایم  ، در نتیجه اطلاعات پشتیبانی کننده ای از این عقیده نداریم که مصرف انرژی در زندگی روزمره کمتر شده باشد. اما قابل درک است : برای تغییر کانال تلویزیون به جای اینکه بلند شویم و اینکار را انجام دهیم از کنترل از راه دور استفاده می کنیم. میکروویو کردن یک غذا آسان تر از این است که آن را خرد کنیم هم بزنیم مخلوط کنیم و بپزیم. هر چند وقت یکبار برای باز کردن شیشه ماشین به جای فشار یک دکمه ، دسته ای را می چرخانیم … یا برای باز کردن دری به جای اینکه منتظر باز شدن خودکار آن بمانیم ، آن را فشار می دهیم ؟ تحقیق انجام شده توسط دکتر جیمز لوین در کلینیک Mayo  نشان داد که ” هزینه ” انرژی این نوع مکانیزاسیون تقریبا ۱۰۰ تا ۲۰۰ کالری در روز است – که به اندازه کافی گویا هست که توضیح دهد چرا افراد روز بروز چاق تر می شوند. پس تنها بلند شدن و حرکت کردن به این طرف و آن  طرف مفید است؟ مطمئنا اثربخش است. نمی توانیم از نظر زمانی به عقب برگردیم یا از خیر پیشرفت های فناوری بگذریم. در عوض ، با ید با برنامه ریزی ، فعالیت را دوباره وارد زندگی مان کنیم. به جای آسانسور یا بالابر از پله استفاده کنید. به جای ماشین ، پیاده به فروشگاه بروید. به هنگام تماشای تلویزیون یا در طی پخش آگهی های بازرگانی راه بروید. این تغییرات کوچک جمع می شوند ، و می تواند تاثیر زیادی داشته باشد.

سوال – نشستن و ساعات متمادی تلویزیون تماشا کردن چقدر مضر است؟

جواب – بیشتر از آنکه تصور می کردیم. اکنون ، شواهد اولیه را داریم که زندگی شدیدا بدون فعالیت ، به خودی خود ، احتمالا مضر است. و اینکه این اثرات مضر می تواند روی هم انباشته  شود. حتی انجام فعالیت روزانه دویدن یا ورزش های دیگر هم نمی تواند این ضرر را به طور کامل برطرف کند ، اگر بقیه اوقات فقط بنشینید و فعالیتی نداشته باشید. این اطلاعات از انجام آزمایش هایی بر روی موش ها که بدون حرکت نگهداری شدند ، و از افرادی که تمام روز بر روی ویلچر نشستند بدست آمد. در هر دو مورد ، سطوح آنزیمی بنام لیپو پروتئین لیپاز ( L.P.L. ) در مقایسه با سطوح مشاهده شده در زندگی بدون فعالیت روزمره بسیار کمتر – ۲۷ درصد -  بود. مدتی است می دانیم که ورزش سطوح L.P.L. را بالا می برد ، و اینکه این موضوع به خلاصی بدن  از چربی های موسوم به تری گلیسریدها کمک می کند. سطوح بالای تری گلیسرید ها با آترواسکلروز و احتمال ابتلا به بیماری قلبی ارتباط دارد. افرادی که به زندگی بدون فعالیت روزانه شان ۳۰ دقیقه فعالیت دویدن را اضافه می کنند ، ۲۲ در صد افزایش در L.P.L. را نشان می دهند. برخاستن و نشستن در طی روز – مثلا برخاستن از سر میزتان در هر ساعت و دو دقیقه راه رفتن – می تواند فواید اضافی را به مقدار روزانه ورزش با شدت معتدل بیفزاید.

سوال – از کجا بدانیم که داریم با شدت معتدل ورزش می کنیم؟

جواب – اصطلاح ” شدت معتدل ” نسبی است. دویدن به اندازه هفت مایل در ساعت ممکن است برای دونده ای ۲۲ ساله فعالیتی حداقل باشد ، اما برای من حداکثر فعالیتی است که می توانم انجام دهم. پیاده روی سریع ممکن است برای شما ( فعالیتی ) با شدت معتدل باشد ، در حالیکه دو آرام برای دوست تان شدت معتدل است.

اگر گرفتن نبض تان یا استفاده از نشاندهنده های ضربان قلب یا فناوری های دیگر را فراموش کرده اید ، قاعده ای ساعت این گونه است که اگر در حال راه رفتن هستید و اندکی کمبود نفس دارید اما با تلاشی اندک می توانید صحبت کنید ، در این صورت احتمالا دارید ورزش با شدت معتدل انجام می دهید. اگر در حال پیاده روی یا دو هستید و نفس تان بند می آید ، و احساس می کنید قلب تان به طور محکمی می زند ، و با دشواری می توانید صحبت کنید ، در این صورت در دامنه فعالیت شدید هستید.

سوال – در مورد تمرین قدرتی و دیگر انواع ورزش توضیح دهید؟

جواب – اطلاعات موجود در زمینه فواید سلامتی تمرین قدرتی در طول دهه گذشته بیشتر شده است، به همین دلیل است که کالج طب ورزش آمریکا یا انجمن قلب آمریکا بر اهمیت تمرین قدرتی تاکید می کنند. توصیه های جدید به این صورت است: انجام هشت تا ۱۰ تمرین قدرتی ، با ۸ تا ۱۲ تکرار از هر تمرین ، دو بار در هفته ، همراه با ورزش آئروبیک بسیار شدید به مدت ۲۰ دقیقه سه بار در هفته به عنوان جایگزینی برای ۳۰ دقیقه ورزش قلبی نسبتا شدید پنج بار در هفته.

سوال – آیا سن تاثیری دارد؟

جواب – همه از آن سود می برند. در افراد جوان تر که تمرین قدرتی انجام می دهند ، میزان مرگ و میر و خطر ابتلا کمتری را به سندروم متابولیک در مقایسه با دوستان شان که قوی نیستند ، می بینیم. در مورد افراد مسن تر ، گزارش کرده ایم که داشتن قدرت بدنی  با کاهش خطر از دست دادن کارکرد ارتباط دارد. و می دانیم که وقتی سالمندان پاهایشان را با تمرینات قدرتی تقویت می کنند ،  احتمال افتادن آنها کاهش می یابد.

به علاوه توصیه های جدید تاکید می کند که سالمندان جهت پیشگیری از افتادن ها تمرینات تعادلی انجام دهند. و متذکر می شویم که انعطاف پذیری مهم است ، یعنی انجام برخی ورزش های کششی علاوه بر فعالیت های دیگری که انجام می دهید فکر خوبی است. آیا کسی می تواند هم چاق باشد و هم تناسب اندام داشته باشد؟ در سال ۱۹۹۵ بررسی تناسب اندام و چاقی را ، به صورت مجزا و با همدیگر  ، به عنوان پیش بینی کننده های مرگ و میر شروع کردیم. چیزی که در آن زمان یافتیم  ، و در مطالعات در جریان ادامه پیدا کرد ، این است که افرادی که چاق هستند – چه اندازه گیری شده به وسیله شاخص توده بدن ، یا سنجش مستقیم تر ترکیب بدن نظیر چین پوستی یا توزین در زیر آب – و هم بدن متناسبی دارند ، اساسا مرگ و میر بالایی ندارند. در واقع ، آنها در مقایسه با افراد با وزن پایین تر – یا عادی که غیر فعال هستند ، خطر مرگ و میر بسیار پایین تری دارند.

سوال – در جایگاه یک  کارشناس سلامت عمومی ، توصیه آخر شما چیست؟

جواب – فکر می کنم آن دسته از ما که در سلامت عمومی دخیل هستیم باید به صحبت کردن طولانی در مورد اینکه چاقی چقدر بد است خاتمه دهیم ؛ این استراتژی دیگر جواب نمی دهد. در عوض لازم است بر روی رفتارهایی تمرکز کنیم که منجر به سلامتی می شوند : خوردن میوه ها ، سبزیجات و غلات کامل بیشتر ، به حداقل  رساندن مصرف چربی و الکل ؛ انجام ۳۰ دقیقه پیاده روی  حداقل پنج با در هفته. اگر هر کسی این توصیه ها را انجام دهد ، سالم تر خواهد شد. اگر بزرگسالانی که اساسا هیچ نوع فعالیت بدنی انجام نمی دهند فقط بلند شوند و این طرف و آن طرف بروند – و نگران سرعت شان نباشند بلکه با آهنگ راحتی حرکت کنند – احساس بهتری خواهند داشت و کم کم فواید سلامتی آن را بدست خواهند آورد. اما اشتباه نکنید: هنوز هم آدم های کچل و چاق و قد کوتاه مثل من خواهیم داشت. من هیچ وقت نمی خواهم ستاره سینما باشم یا بسکتبال بازی کنم. اما آنچه را که تحت کنترلم است – یعنی عاداتم را کنترل می کنم. از این رو من توصیه های خودم را واقعاً دنبال می کنم.

نویسنده : ماریلین لارکین

مترجم : فریدون شیرمحمدلی

منبع : سایت نیویورک تایمز http://www.nytimes.com

 

نظرات ()



نگاه
نویسنده: بهرام بالوانه - ۱۳٩٠/۳/۱۳

وقتی بر ماه بنگرم، روی توام آید بیاد
دود آه را بنگرم موی توام آید بیاد
**********
وقتی بینم عاشقی دیوانۀ جانانـۀ
آن طپیدن های دل سوی توام آید بیاد
**********
چون ببینم بلبل آشفتۀ در بوستان
این دل آشفته در کوی توام آید بیاد
**********
گه که بینم آتش و آن شعله سوزان او
آن نگاه شعله ور، خوی توام آید بیاد
**********
چون نظر افتد مرا هر گه بر سرو سهی
آن قد سروت بتا،روی توام اید بیاد
**********
هر زمان بویم گلی اندر میان گلستان
عطر آن گیسوی خوشبوی توام آید بیاد
**********
وقتی بینم دانۀ بادام در نزد "وثیق"
ناگهان چشمان جادوی توام آید بیاد
**********

وثیق

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »