ترانه های سیاوش کسرایی

از دامنه  افق  سیاهی  می رست

 بر  راه  دراز  باد   منزل می جست

 می خفت  صداهای  پراکنده  دشت

 در برکه  پرنده ای سر و تن می شست

باد است   و پراکنده  به هر سو پر من

 در جنگل  خاموش خزان پرور  من

  پر بار تر  از غمم  ببین  باغم را

 ای  سرکش   ای  امید ناباور من

 از کوی  وفا  به سنگ  دورم  گردند

 در خانه  غم  زنده  به گورم کردند

 بگشایم اگر سینه  به پیش  تو شبی

  بینی  که چه  با دل صبورم کردند

تا روی  به باغ  بامداد آوردم

 ای گمشده  گل تو  را به یاد آوردم

پوییدمت  و نجستمت  در صحرا

  آن گاه   گلی  چو  گردباد  آوردم

با شعله ات  ای  امید  دلبسته  منم

  بیدار  نگهدار  تن  خسته منم

  در چشم  شب سیاه   می سوزم و باز

  آن شمع  به راه  صبح  بنشسته  منم

چون  چنگ  گشویدم   جهان بر پا  شد

  قانون  فلک  پر از نوای  ما شد

  پیچید گل و ستاره  با آتش  و آب

  تا عشق  پدید  آمد و غوغا ها  شد

  بگرفته  غم غروب  کوهستان  را

  پوشانده غبار  مه  ره چشمان  را

 پاییز  نشسته   بر همه  دره ولی

  من می شنوم  بوی گلی  پنهان را

 آن شد  که  به خویشتن نیاز آوردم

 آب شده  را به جوی  باز آوردم

  بس  تشنه  دویدم  و ندادندم  آب

 بشکستم  و  جان  چشمه ساز آوردم

بر گرد  ازاین راه  و فراموشم کن

 ا ی  عشق  به مرگ  خود  سیه پوشم کن

  می سوزم   من می شنوی  می سوزم

ای  آتش  آبی شو  و  خاموشم کن

غم  آمد و  از دریچه  بر من  نگریست

  کاین توده  پر ملال  جان سوخته  کیست

 گفتند  که ابر است  ز پا تا  سر  اشک

  غم چون  باران  سراسر  شب  گریست

  گلدان  دلم درون  آن  یاد تو  گل

  بر  ویرانی هایم  بنیاد  تو گل

  پر بر کش  از سینه این خاک   خموش

  ای در همه کویر  فریاد تو گل

با باغ منت  گر سر  جنگ  است چه باک

  از غنچه  من  دل تو  تنگ است چه باک

  گل آوردم  به خانه  گل   آوردم

  گلدان  اگر از سفال  و سنگ  است چه باک

/ 10 نظر / 105 بازدید
اسحق فتحی

[دست][دست][دست][دست]آفرین بر بهرام بسیار زیبا-زنده باشید

رسپینا

سلام ممنون که خبرم کردین بسیار بسیار زیبا و دلنشین بود. من که دیگه آپ نمیکنم ولی شما که ان شاالله مستدام باشید هرگاه پست جدید داشتید من رو بی خبر نگذارید خوشحال میشم که اینجا میام و بهره ی زیادی میبرم. باز هم مچکر شادیتان مدام

بهار

سلاممممممممممممممممممممم خیلی زیبا بودش[هورا]

آقای بهشتی

متاسفانه برخی از عزیزان غافل و تحت تاثیر فرهنگ غربی، معتقدند که روشهای ذکر شده در این وبلاگ جرم و جنایت و ستم!!! است. از عمق وجودم دعا می کنم که روزی این بندگان خدا نیز از خواب غفلت بیدار شده و توبه کنند و به راه حق برگردند. اگر خدا بخواهد در یک لحظه بنده اش را متنبه می کند و حتی با یک خواب او را بیدار می کند. سبحان الله.

ابی

سلام دوست خوبم... مرسی از شعرت حس و حال داشت... مثل شعر این پستت... بازم بیا اینور...[گل]

بهار

سلام تبریک میگم خیلی قشنگ بوددددددددددددددددد[گل]

لعلزاد

سلام!! من دریا را جاری کردم روان باشید