ریشه نوروز

اسطوره دیگری نیز آیین های نوروزی را همراهی می کند، یکی از آنها آیین نیایش به ایزد «رپیتوین» است. «رپیتوین» سرور گرمای نیمروز و ماه های تابستان است و در زمستان، در زیر زمین جای می گیرد و آب های زیرزمینی را گرم نگاه می دارد تا گیاهان و درختان نمیرند و به خصوص ریشه های درختان را در برابر یورش سرمای زمستانی پاس می دارد. بازگشت سالانه او در بهار است که نمادی است از پیروزی نهایی نیکی ها بر بدی ها و بهارها بر زمستان ها. به همین مناسبت جشن ویژه ای و نیایشی که تقدیم رپیتوین می شد، بخشی از مراسم نوروزی را تشکیل می دهد و از این دید، نوروز نمادی از پیروزی عنصر نیک است در نبرد فصل ها.
نوروز همچنین نمادی است از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی و مرگی است که به رستاخیز و زندگی منتهی می شود و به همین مناسبت جشن مربوط به «فروهر»ها نیز بوده است. «فروهر» یا «فروشی» گونه ای از روان است و نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مردمان در آن جهان به وجود می آید و پس از مرگ مردمان به دنیای دیگر می شتابد و از کیفرهای خاصی که روان می بیند به دور است. فروهرها سالی یک بار در طلیعه ماه فروردین (= ماه فروهرها) به زمین باز می گردند و هر یک به خانه خود فرود می آیند. آنان از دیدن پاکیزگی و درخشندگی خانه دلخوش می شوند و بر شادکامی خانواده و بر برکت خانه دعا می کنند و اگر خانه را آشفته و در هم، پاک نشده و نا آراسته ببینند غمگین می شوند و دعا نکرده و برکت نخواسته خانه را ترک می کنند. مراسم خانه تکانی از همین جا نشات گرفته است. ایرانیان در آغاز سال نو همه جای خانه را تمیز و پاکیزه می کنند تا فروهرهای درگذشتگان به خانه آنان بیایند و برای خانواده برکت بیاورند.
آنان که بر این باورند، روز نوروز از خانه بیرون نمی روند، چون نمی خواهند که فروهرها صاحبخانه را در خانه نیابند و ناخشنود گردند. چراغ خانه ها در این شب ها باید روشن باشد و برای این که راه را بر فروهرها بهتر بنمایانند، در آغاز پنج روز آخرین گاهانبار و به روایتی در پایان این پنج روز و درست شب نوروز بزرگ، مراسم آتش افروزی بر بام ها انجام می دادند که هم راهگشای فروهرها باشد و هم به دور و نزدیک خبر دهند که سال نو می آید. این آتش افروزی بعد از آمدن اسلام نیز در میان ایرانیان معمول بوده است و چون مراسم به طور رسمی نخستین بار در شب چهارشنبه انجام شد، این رسم در شب چهارشنبه پای بر جا ماند و چهارشنبه سوری یکی از جشن های جنبی نوروز شد. به روایتی «سوری» به معنی «سرخ» است و سرخی دلیل انرژی و تحرک. پس از جشن سوری، باید بتوانیم بیرون بیاییم، روی زمین کار کنیم و خواب زمستانی را کنار بگذاریم.
افسانه های بسیاری پیدایش جشن نوروز را به دوران جمشید نسبت می دهند. از جمله مناسبت هایی که در افسانه ها برای پیدایش جشن نوروز برمی شمرند، می توان به موارد زیر اشاره کرد: تجدید دین با به پادشاهی رسیدن جمشید، پیروزی جمشید بر اهریمن، درخشش چهره جم زمانی که بر تختی نشست و دیوان به فرمان او تخت را برداشتند و به گردون افراشتند، دیوان جمشید را سوار بر گردونه ای در نخستین روز ماه فروردین به یک روز از دماوند به بابل بردند و مردمان به سبب چیز شگفتی که دیدند، این روز را جشن گرفتند (سبب برتاب نشستن در نوروز به تقلید به این افسانه معمول گشت)، در نوروز جم اوزان و مقادیر را تعیین کرد، نیشکر در دوران جم در این روز کشف شد (از این روست که در این روز همه به هم شیرینی هدیه می دهند)، پس از یک دوره خشکسالی، در این روز با بر تخت نشستن جمشید باران بارید (رسم به هم آب پاشیدن که یکی از آیین های نوروزی است با این افسانه بی ارتباط نیست)، و نیز جم دستور کندن جوی ها و آبراهه ها را در این روز داد. (که این هم با رسم شستن خود در سپیده دم نوروز و پاک شدن از گناهان باید مرتبط باشد.)
دوبو (Dubeux) در کتاب خود به نام «ایران» که گزارش های جهانگردان اروپایی قرن هفدهم و هجدهم و آغاز قرن نوزدهم را درباره این کشور خلاصه می کند، مطلبی هم درباره نوروز دارد. او می نویسد ایرانیان پس از اسلام توانستند بهانه ای بیابند تا این جشن بسیار قدیمی خود را حفظ کنند و گفتند این جشن به یاد به خلافت رسیدن حضرت علی (ع) است. به هر حال، آن چه مهم است باقی ماندن و حفظ شدن این جشن فرخنده تا روزگار ماست.
در زمان ساسانیان دو نوروز جشن گرفته می شد و این رسم تا قرن ها بعد هم باقی ماند. نوروز اول فروردین که نوروز عامه بود و نوروز بزرگ در ششم فروردین که بیشتر مشهور به نوروز خاصه بود. به روایتی خدا جهان را در نوروز آفرید و به روایت دیگری آدم نیز در همین روز آفریده شد. از این رو، نخستین روز، نوروز عامه که روز اعتدال بهاری است، پرشکوه ترین روز این جشن است. پادشاهان ساسانی «هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد، حاجت های مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به عیش و شادی مشغول بودندی» (به نقل از برهان قاطع).و اما ایرانیان تقسیم بندی دیگری هم برای سال داشتند و آن تقسیم سال به دوازده ماه سی روزه بود. در پایان سال پنج روز باقی می ماند که به آن پنجه دزدیده می گفتند. این پنج روز از نظم و قانونی برخوردار نبوده و معمولا تجسم آشوب ازلی بوده است. دوازده روز نوروز معرف دوازده ماه سال است و سیزده نوروز معرف آشوب ازلی پیش از آفرینش است و از آن جا که هر نوع آشوب پیش از نظم گرفتن، نحس محسوب می شد و بی نظام به شمار می آمده، روز سیزده نوروز هم نحس است. چون دنیا پس از برقراری نظم است که مقدس می شود. در این روز خانه را جارو نمی کنند و همه مردم از خانه خارج می شوند. اگر خانه از ساکنان آن کاملا خالی نشود، سال نو نوعی بدبختی به همراه می آورد. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز باد

 جمشید شاه

بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد ، باد

نظامی گنجوی

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است 

بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست
خیام
خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

/ 14 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

ممنون از نوشته زیباتون

ندای معدن

لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ...

ندای معدن

لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ...

تلنگرباران

از اطلاعاتی که در وبتون می دهید ممنون نوروزتان...

آمد

زنده باد این تاریخ خوب ایران

m.sh

مفید بود پستتون

کتایون افتخاری

زنده باد تاریخ کهن

مهرداد

سلام با مرام میایی یه سری میزنی و میری باز حاجی حاجی مکه امسال که تازه آمد یه سری بزن تا سال بعد خدا بزرگه

مهرداد

سلام ممنونم از حضور گرم و دوست داشتنیت خوشحال میشم هروقت بهم سر میزنید