جشن سده

 

شب سده است بیارای چراغ و رود نواز

 از آتش می، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده

 به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند

 عنان هجر فرو گیر و اسب وصل بتاز

 

 جشن سده

پیدایش جشن سده
شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چلهی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار میشود.
جشن سده در نواحی مختلف با نامهای مختلفی شناخته میشود : در خراسان «سَرِه»، در نواحی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُردِه»، در دلیجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجیکستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب زمستان میدانند.
و در کتاب «التفهیم» نیز دربارهی نامگذاری جشن سده آورده است : «... و اما سبب نامش چنان است که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب ..»
منوچهری دامغانی نیز میگوید :

و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش

 جشن سده، طلایه نوروز و نوبهار

***
ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،
ای بزرگترین بخشودهی اهورامزدا،
ای فروزندهای که در خوری ستایش را،
میستاییم تو را، که در خانهمانمان افروختهای...
(اوستا - آتش نیایش)


میان آریاییهای هند و ایرانی، دربارهی آتش و پیدایش این جشن بزرگ باورهای گوناگونی پدیدار است. رایجترین این داستانها روایت حکیم ابوالقاسم فردوسی در کتاب نامدار شاهنامه میباشد، که به موجب آن بر اثر اتفاقی که جنبهی رازآمیز و کنایتی دارد آتش پدید آمد.
در شرح این داستان آمده است که هوشنگشاه برای شکار با همراهان خود به بیابان رفته بود که ماری سیاه رنگ و بزرگ را دید، سنگی برداشت و به سوی مار پرتاب کرد، سنگ ناگهان به سنگی دیگر برخورد کرد و از به هم خوردن دو سنگ جرقهای پرید و در خس و خاشاک افتاد و آتشی روشن شد و مار گریخت. هوشنگ فرمان داد برای پیدایش آتش فروغ ایزدی جشنی گرفتند و شادی کردند و نگذاشتند که آتش خاموش شود.
روشنی و آتش، نمونه و کنایه از زیبایی، برکت و آسایش و لاجرم فروغ خداوندی است و مار سیاه کنایه از بدی، تباهی، مرگ و سرما. با روشن شدن آتش مار میگریزد و نیکی بر بدی غلبه پیدا میکند.
در شاهنامه چنین آمده:
یکی روز شاه جهان سوی کوه/ گذر کرد با چند کس هم گروه
پدید آمد از دور چیزی دراز / سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز
دو چشم از بر سر چو در چشمه خون /  ز دود دهانش جهان تیره گون
نگه کرد هوشنگ با هوش و هنگ / گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ
به زور کیانی رهانید دست / جهان سوز مار از جهانجوی جست
بر آمد به سنگ گران سنگِ خُرد / همان و همین سنگ بشکست گُرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ / دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز/  از این طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین/  نیایش همی کرد و خواند آفرین
یکی جشن کرد آن شب و باده خوَرد/  سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار/  بسی باد چون او دگر شهریار

مهرداد بهار، محقق و اسطوره‌شناس ایرانی در کتاب «جستاری چند در فرهنگ ایران»، معتقد است که واژه سده از فارسی کهن می‌آید و به معنای پیدایی و آشکار شدن است: «… جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان است و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر نیز که در دهم دی ماه برگزار می‌شده و کمابیش مانند جشن سده بوده، توجه کنیم که طی آن نیز آتش‌ می‌افروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا تولدی دیگر برای خورشید بدانیم، جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زنده‌ای است (در همه استان‌های کشور و سرزمین‌های ایرانی نشین، دهم و چهلم کودک را جشن می‌گیرند) و این واژه (اسم مونث) که به معنای پیدایی و آشکار شدن است، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی «سذق» و «نوسذق» از آن آمده است.»

برخی دیگر از روایات سده را به اردشیر پاپکان و برخی دیگر به کیومرث نسبت داده اند و گفتهاند چون عدد فرزندانش به سد رسید، جشنی بزرگ برپا کرد و آتشی فراوان افروختند و آن را سده نام نهادند. از پیروزی فریدون بر ضحاک نیز خبر آمده است.
خلف تبریزی در «برهان قاطع» آورده است که : «کیومرث را سد فرزند از اناث و ذکور بود، چون به حد رشد و تمیز رسیدند، در شب این روز جشن ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار برافروختند بدان سبب آن را سده میگویند.» در پی این مطلب نیز میگوید که این جشن را بعضی به آدم نیز نسبت میدهند، و آشکار است که منظور از آدم همان کیومرث است که در اساطیر ایرانی نخستین بشر محسوب میشود.
بیرونی نیز در التفهیم و آثارالباقیه به همین موضوع در شمار یکی از انگیزههای برپایی این جشن اشاره میکند.
گَردیزی مولف «زین الاخبار» نیز همین نسبت را به گونهای دیگری یاد کرده و آن را به «مشیه» و «مشیانه» که در اساطیر ایرانی نخستین زوج محسوب میشوند، نسبت میدهد و این روایتی است که به گونه های مختلف، اما در معنی، ریشهی یگانه دارند و اغلب مورخان یاد کرده اند.
اما دلیلی دیگر نیز برای برپایی جشن سده یاد شده است و آن به پیکار فریدون و ضحاک بر میگردد و از نگرش معنوی با داستان هوشنگ و مار سیاه آمیزه های فراوانی دارد.



گوشهای از مراسم جشن سده

از بسیاری اشارات نویسندگان، مورخان و پژوهشگران، آشکار است که جشنهای نوروز، سده و مهرگان، جشن­هایی بوده است همگانی که با سرور و شادمانی و به صورت کارناوال برپا میشده است. مردمان هریک به فراخور توان به تهیهی هیزم و خار و خاشاک به ویژه چوب «گزمی››میپرداختند و پشتههایی از آنها فراهم میکردند و آتش میزدند، سپس با صورتکهایی بر چهره و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز با گریز از همهی قیود، به جشن و شادمانی مشغول میشدند. آتشها در بالای پشت بامها یا در دشتها و بلندیها روشن میشد، مراسم جشن سده علاوه بر آتش افروزیهای گسترده، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانیهای بسیار مفصل همراه بوده است. پس از مراسم آتش افروزی، نیز این میهمانیها ادامه داشته و بر سر خوان مینشتند و نوشخواری در حد افراط از رسوم بوده است. مجالس رقص و موسیقی و آواز تا بامدادان به طول میانجامید و روز پس از جشن، پادشاه و بزرگان به پذیرایی می نشستند.

سده معاصر
در عصر حاضر اقلیت زرتشتی در ایران جشن سده را برگزار می‌کنند، اما چنانکه «محمود روح‌الامینی»، استاد دانشگاه و مردم‌شناس، می‌گوید، پیدایش و برگزاری این جشن جنبه دینی نداشته است: «داستان هوشنگ و فرار مار و پیدایش آتش یا داستان فریدون و آرمائیل و فرار قربانیان ضحاک و داستان‌های دیگری که درباره پیدایش این جشن و نام سده آمده، تمامی آن‌ها غیردینی است. در شیوه برگزاری جشن نیز که کتاب‌های تاریخی متعددی بیان داشته‌اند، در دستگاه‌های پادشاهان (پیش از اسلام و بعد از اسلام)، نشانی از دستور و آیین زردشتی دیده نمی‌شود.
دکتر مهرداد بهار در این زمینه می‌نویسد: «… تا آن جا که از اساطیر و متون ایران باستان و میانه برمی‌آید، سده از جمله آیین‌هایی نبوده است که در ایران باستان و در ادبیات زرتشتی اعصار کهن رسمیتی داشته باشد. در اوستا و نوشته‌های پهلوی از آن ذکری نرفته است، ولی می‌توان باور کرد که خود آیینی بس کهن بوده.»
روح‌الامینی درباره علت پیدایش این جشن به تقدس آتش اشاره می‌کند و می‌گوید: «آتش و نور همواره برای ما ایرانیان مقدس بوده است. هنوز هم هنگام تولد یکی از ائمه چراغانی می‌کنیم. سر سفره نوروز، در جشن مهرگان، در سده و جشن‌های دیگر شمع یا چراغ پایه‌های اصلی مراسم را تشکیل می‌دهند. تا پنجاه سال پیش مردم اعتقاد داشتند که آتش یا شمع را نباید خاموش کرد تا جایی که آنها برای احترام به آتش، با دو انگشت آتش را خاموش می‌کردند.»
روح‌الامینی به اختصار می‌گوید: «این جشنی است که به هیچ مذهبی تعلق ندارد، همان طور که نوروز را جشن می‌گیریم باید به مهرگان و سده هم اهمیت بدهیم.»

سده سوزی


به هر روی، ماندگاری سده در فرهنگ ایرانی بسیار مرهون اقلیت کوچک زرتشتی است. آنها با جمعیتی اندک، بسیاری از آیین‌ها و آداب و رسوم ایرانی را از گزند روزگار برحذر داشته‌اند که سده یکی از ارجمندترین آنهاست.
کرمان، از دیرباز تاکنون مهد برگزاری سده بوده است. از آن جا که این شهر ماوای بیشترین تعداد زرتشتیان ایران است، همه ساله باشکوه‌ترین جشن سده نیز در آن جا برگزار می‌شود. پیش از انقلاب به علت اینکه زرتشتیان کمی در تهران زندگی می‌کردند، این جشن در تهران برگزار نمی‌شد، اما با مهاجرت زرتشتیان به تهران، هر سال این جشن در کوشک ورجاوند نیز برپا می‌شود. علاقه جوانان ایرانی به شناخت فرهنگ کهن سرزمینشان باعث شده است که کوشک ورجاوند هر سال پذیرای تعداد بیشتری از میهمانان غیرزرتشتی باشد. امسال نیز این جشن با شرکت بیش از 9هزار نفر برگزار می‌شود.
روح‌الامینی، که خود کرمانی است، درباره برگزاری سده در کرمان می‌گوید: «کرمانی‌ها این جشن را باشکوه‌تر از مناظق دیگر برگزار می‌کنند، زیرا در این شهر زرتشتیان زیادی وجود دارند. هنوزهم در کرمان رسم است که کشاورزان از خاکستر آتش بر زمین‌هاشان می‌پاشند، زیرا عقیده دارند که خاکستر آتش سده به زمین برکت می‌دهد.»
او ادامه می‌دهد: «در گذشته‌های نه چندان دور این مراسم در پشت‌بام‌ها برگزار می‌شد. این جشن جمعی و همگانی است. هیچ گاه این مراسم پنهانی و در خفا انجام نمی‌شده و همواره با حضور تعداد زیادی از مردم در بیابان‌ها و دشت‌ها برپا می‌شده است. هنوز هم در کرمان در روز جشن سده، مدارس را تعطیل می‌کنند.»
به رغم گذشت هزاران سال از برگزاری نخستین سده، امروزه تغییرات محسوسی در برگزاری این جشن به وجود نیامده است.
از آن جا که سده را آتش می‌زنند، به این جشن سده‌سوزی هم می‌گویند. روح‌الامینی از ماجرای سده‌سوزی کرمان در سال‌های دور روایت جالبی تعریف می‌کند: «نزدیک غروب دو موید، لاله به دست، با لباس سفید از باغچه بیرون آمده، زمزمه‌کنان به سده نزدیک می‌شوند و از سمت راست سه بار گرد آن می‌گردند. سپس این خرمن هیزم را با شعله لاله‌ها از چهار سو آتش می‌زنند. ساعت‌ها طول می‌کشد تا شعله‌ها و حرارت آتش فروکش کند و مردم، بویژه نوجوانان و جوانان بتوانند برای پریدن از روی آتش به بوته‌های پراکنده نزدیک شوند. در گذشته اسب‌سوارانی که منتظر فروکش کردن شعله‌ها بودند، زودتر از دیگران خود را به آب و آتش زده و هنرنمایی می‌کردند. کشاورزان می‌کوشیدند مقداری از خاکستر سده را بردارند و به نشانه پایان یافتن سرمای زمستان، گرما را به کشتزار خود ببرند. شرکت‌کنندگان کم کم به خانه برمی‌گشتند، ولی جوانانی که تا نیمه‌های شب پیرامون سده می‌ماندند، کم نبودند.»

جشن سده که روز بزرگی ست نامدار

افزون تر از دو چهل سده ، مانده ست پایدار


این جشن بس بزرگ چو نوروز و مهرگان

مانده ز « فرّ مردم ایران » به یادگار


جشن سده به مردم ایران خجسته باد

چندین هزار سال دگر باد پایدار !


جشن سده ست در دل همه شبانه روز

کاتش به جان وی زده مهر دیار و یار

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

سلام جالب بود مرسي اپم دوست داشتيد بهم سر بزنيد[لبخند]

اسحق فتحی

[دست][دست][دست] درود بر شما بسیار به روز رسانی جالبی بود در مورد سوالتان هم باید بگویم که خیر شاهین وبلاگی ندارد اما اگر شعر جدیدی داشت حتمن در وبلاگ قرار خواهم داد [خداحافظ]

Amirreza Zobeiri

خیلی‌ مفید و قشنگ بود، ممنون. یادوری این جشن‌ها باعث زنده نگاه داشتن آنها میشه[دست]

آمد

بهرام خان دستت درد نکنه با چنین پست با ارزشی .چند وقت پیش داشتم تو سرچهایی که برای جشنهای ایرانی انجام میدادم به این جشنی که در این پستت اشاره کردی برخوردم و اطلاعات خوبی پیدا کردم اما یک چیز برایم جالب است و ائن اینه که پیدایش اغلب جشنهای ایرانی همه برای شکرگذاری بوده و دور کردن اهریمن از تن و نیک بختی را به خانه آوردن و این عقیده سپید ایرانیهاست .

بزرگترین وبلاگ فارسی

[لبخند]سلام وبلاگ فوق العاده خوبی داری[لبخند] خوشحال میشم به بزرگترین وبلاگ فارسی سر بزنی ونظرتو درباره وبلاگ بگی و اگه مایل به تبادل لینک باشی منو با اسم (بزرگترین وبلاگ فارسی) لینک کن وخبرم کن تا لینکت کنم [گل]منتظر حضور هستم [گل]

اسحق فتحی

درود رب بهرام ارجمند با سهراب کشان به روزم [خداحافظ][گل]

ابی

سلام بهرام جان خوبی رفیق؟؟؟ تو کدومی رفیق قرمزی یا با دشمنی ی ی ی؟؟؟ بیا که همه بهم حمله ور شدن یه پیشگویی کردم!!! زود بیایااااا[تعجب]

راحله یار

سلام مهربان! از حضورت سپاسگزارم.

آزاده

سلام صبح زیبایی رو براتون آرزو می کنم ممنون از مطالبتون ایرانیان همیشه شاد زیستند و شکرگزار بوده اند [گل]

اسحق فتحی

بهرام عزیز بیایی- نیایی عزیزی ممنونم از حضورت زنده باشی بزرگوار[گل]