دوبیتی

 شیرین جانم به دالان بخیه میکرد

 به هر سوزن هزاران نخره میکرد

 خداوندا مرا تاری می ساختی

 به لب می زد به سوزن نیفه میکرد

 

  ******

 

تکرار، تو را دید، مرا دید چه شد؟

در باز شد و کسی نفهمید چه شد 

 هرروز در امتداد هر روز دگر 

 یا این همه آسیاب چرخید چه شد؟

*****

درخت غم بجانم کرده ریشه

بدرگاه خدا نالم همیشه

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگست وادم مثل شیشه

******

 


به دل دیدار رویت آرزو شد


خوشا روزی که رویت رو به رو شد


زبان بند آمد از غیرت به خلوت


هزاران گفتگو ، بی گفت و گو شد

*****

سحرگاهان که این دشت طلاپوش


سراسر می شود آواز و آغوش


به دامان چمن ای غنچه بنشین


بهارم باش با لبهای خاموش

 

******

تو بی من تنگ دل من بی تو دلتنگ


فلک دوری به یاران می پسندد


به خورشیدش بماند داغ این ننگ



جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
طاها

خیلی غمناک به نظر می رسی؟ امیدوارم که قدر یکدیگر بدانید.

اسحق فتحی

بهرام عزیز دوبیتی اول وزن در مصر ع اول و سوم مشکل دارد و در قافیه مصرع دوم نیز قافیه نخره با بخیه مناسب نیست بهتر است بیشتر رویش کار کنید-زنده باشید

رحمت

بهرام جان عزیز تشکر ازینکه به وبلاگ ما سر زدی و مرا تشویق کردی وبلاگ مقبول و با کیفیت ترا دیدم لذت بردم یقین کن ازش استفاده کردم چون خودم مجری برنامه ای در یکی از رادیوهای محلی هستم برایم مفید بود باخدا باشی