شعار شما بیانگر شخصیت شماست!

 

جناب مولانا گفته است که "ای برادر تو همان اندیشه‌یی"، یعنی که تجلی شخصیت آدمی در اندیشه‌ی اوست، یا به تعبیر دیگر می‌توان شخصیت هرکس را همان اندیشه‌ی او دانست، اگر اندیشه عظمت و بلندی و بلند مرتبگی دارد، بی‌شک شخصیت او نیز همانند او فرهمند، فرهیخته است، اگر اندیشه‌ها مرتبه‌ای عالی انسانی را متبلور بخشد و بدین معنا است که حظی و بهره ای از شکوه نستانده است ‌بی‌شک شخصیت‌ها نیز متأثر و متبلور از همان اندیشه است، شعارها ناشی از طرز تفکر و اندیشه‌ی آدمیان است، شعار نیکو و سخته و سنجیده ازچشمه های اندیشه‌های بلند آب می‌نوشد و شعارهای بی‌محتوا یا کم محتوا ناشی از همان اندیشه نافرهیخته است، در این میان شعارهایی هم هستند که نه از اندیشه والا حکایت دارند و نه از سطح پایین، حالت سراسیمگی، بی‌خویشتنی گویندگان ومطرح کنندگان آن را نشان می‌دهند، و عمق و درونمایه‌ی شخصیت فرد را به نمایش می‌گذارد؛ ازاین رو می توان گفت که شعار هر کس بیانگر شخصیت او است.در واقع آنچه که هستیم نتیجه افکار ما هست.

بنابراین پیش نیاز نیک گفتن و نیک نوشتن  نیک و درست اندشیدن و درست احساس کردن است.

ما پیش از اینکه به اندیشیدن خو بگیریم به سخن گفتن عادت کرده ایم.

نگذاریم زبانمان جلوتر از فکر مان راه بیافتد.

شاد بیاندیشید شاد باشید

جهان است شادان به پندار نیک

ز پندار نیک است گفتار نیک

چو پندار و گفتار تو نیک شد

نیاید ز تو غیر کردار نیک

/ 7 نظر / 14 بازدید
مرجان

[گل]سلام.به روزم.دوست داشتي سر بزن.

پریس جنیفر

_♥♥_♥♥آپم _♥♥___♥♥آپم _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم ____♥♥___♥♥__♥♥آپم ___♥___________♥آپم __♥_____________♥آپم _♥_____♥___♥____♥آپم _♥___///___@__\__♥آپم _♥___\\______///__♥آپم ___♥______W____♥آپم _____♥♥_____♥♥آپم _______♥♥♥♥♥آپم نظــــــــ یادت نره ــــــــــــــر بیا من هنوز منتظرتم [گل]

Sababoy

عرض ادب و احترام عید شما هم مبارک. انشاا.. زیارت خانه دوست نصیب تان شود. ممنون که افتخار دادید. مطلب مفیدی بود. استفاده کردم. ارادتمند.

مهرداد

عید قربان بر شما مبارک باشد سلام بسیار پند زیبایی گفتید به گونه ایی که ادمی را میشود از افکارش شناخت و افکار هر کس در سخنش پیداست

سعید

سلام به نام مهربان دانا توانا چیزی برای نوشتن به ذهنم نمی رسد باید به دفترم و کاغذ هایی که چون قمرهای از جاذبه در رفته می باشند نگاهی بیندازم . اگر پیداشان کردم شاید شعری یا شعر مانندی - اصلا هر چه که شما بنامید - بنویسم. اما مدت زیادی بود که دوست داشتم در کنار شعر نوشتن در مورد شعر هم چیزی بنویسم. شعر چیست؟ آیا می توان با شعر به لذت و آرامش رسید؟ آیا شعر درمانگر است؟ آیا شعر افسون می کند و به نرمی تو را با اندیشه اش همراه می کند؟ آیا شعر بدبخت هم می کند؟ شعر یک وسیله است یا ذاتا خوب و بد است؟ آیا شعر سرودن جوشش است کوشش است الهام است کشف است شهود است خلق است دیدن است تجربه است ساختن است نقل است ؟ چیست؟ آیا فرق است بین شاعر و کسی که شعر می سراید؟ آیا شاعری داریم که شعری نسروده باشد؟ آیا سرایش فقط سر هم کردن کلمات و الفاظ و ایجاد تصاویر است یا اینکه چیزی فراتر از اینهاست؟ انواع شعر چیست؟ جنس شعر کدام است؟ شعر مجسم چیست؟ رابطه ی شعر و عشق چیست؟ آیا حیوانات شعر نمی گویند؟ بگذریم از این سوالات اینجوری! به دنبال شعری میگردم که با خواندنش لذتی آگاهی ای شوری و... ای حاصل شود. کم