باده بده

 

 

مــا را که به جز توبه شکستن هنری نیست 

  بــا زاهــد بی مایـــه نشستن ثمـری نیست

برخیـــز جز این چاره نداری که در این جـــــــا   

       جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست

مـا خانه به دوشیـــــم          مـا بـــــاده فروشیـــــم

جـــز بـــــــــاده ننوشیـــــم، ننوشیـــــم، ننوشیـــــم

ما حلقه به گوش، حلقه به گوش، حلقه به گوشیم

 

در کلبـــه مــا سفره ارباب و فقیرانــــه جــــدا نیست

در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست

ما مطرب عشقیم

در مکتب ما جنگ رسیدن به خدا نیست

 

ای ساقی فرزانه         وا کن در میخانـــه

می زن دو سه پیمانه که ناخورده می و رفته ز هوشیم

باده بده، باده بده، باده بنوشیم

 

سراینده: همای 

/ 9 نظر / 20 بازدید
اسحق فتحی

بهرام ارجمند درودت باد پیام بسیار زیبایتان را خواندم از حضور همیشگی و پیامهای جالب شما ممنونم زنده باشید[گل] به روز رسانی جالبی بود حال و هوای مثنوی های مولوی را دارد این شعر[دست]

ساناز

درود. خیلی ممنون. شاد و سرافراز باشید. پاینده ایران سرزمین آریا

روناک

ممنون که سر زدید! موفق باشید

شهرام هخامنش

درود بر بهرام می زن دو سه پیمانه که ناخورده می و رفته ز هوشیم شاد زیوی پیش بسوی یگانگی آریایی