رباط شرف(آبگینه)

 

 

حمدالله مستوفی راجع به این راه میگوید: از نیشابور تا ده باد هفت فرسنگ فاصله است و از آنجا راه هرات از دست راست منشعب میگردد ، و اگر از ده باد به طرف چپ برویم پس از طی 5 فرسنگ به دهکدة خاکستر میرسیم و اگر سه فرسنگ دیگر طی کنیم به رباط سنگ خواهیم رسید و پس از شش فرسنگ دیگر به رباط مار میرسیم و پس از هفت فرسنگ دیگر رباط توران ( یا نوران ) پدیدار می‌شود و باز پس از هفت فرسنگ دیگر از دو گردنه عبور می‌کنند که هر کدام در حدود نیم فرسنگ طول دارد و به رباط آبگینه می رسند و سرخس در شش فرسنگی آن قرار دارد.

این رباط آبگینه بدون شک همان رباط شرف است که ما امروز از آن صحبت می کنیم و در زمان مغول به علت زیبایی آن تحت نام رباط آبگینه شناخته شده است.

آقای محمود راد در مورد این بنا چنین گفته است: ( آثار ایران جلد 4 جزوة1 ) احتمالاً این بنا از شرف الدین ابو طاهر بن سعد الدین بن علی است که در سال 481 هجری به خراسان آمد

     

 

 

فی عالی دوله السلطان المعظم شاهانشاه الأعظم مالک رقاب الأمم سیّد ملوک العرب و العجم أطال الله بقاه معزّ الدنیا ابو الحرث سنجر بن ملک شاه برهان امیر المؤمنین أعزّ الله انصاره و باهتمام خاتون ……. و المسلمین ملکه نساء العالمین  معّزه آل افراسیاب قتلغ بلکا سیّده ترکان . بنت الخاقان الأعظم أدام علاها ……. الله فی شهور سنه تسع و أربعین و خمسمائه

 

 

 

 

 

 و مدت چهل سال حکومت مرو را بر عهده داشت و در تاریخ 515 هجری به وزارت سلطان سنجر رسید .                                                                                                                     

ادر ایوان شمالی کتیبه ای که در صفحة قبل ملاحظه می‌گردد خوانده می‌شود و بنا براین معلوم می‌شود که در سال 549 در زمان پادشاهی سلطان سنجر در ایوان انتهای صحن رباط تعمیراتی شده است.

ما می دانیم که در سال 548 هجری ترکان غز، سلطان سنجر را اسیر کردند این ترکها در مراتع اطراف بلخ به سر می بردند و هر سال 24000 گوسفند به آشپزخانة سلطان سنجر می فرستادند. طرز رفتار وصول کنندگان این مالیات باعث اغتشاشات و خونریزی‌هایی شد و در نتیجه حاکم بلخ از سلطان سنجر تقاضا کرد به او اختیار دهد تا این ترکهای نا‌آرام را مطیع ساز د و به جای 24 هزار گوسفند از آنان 30  هزار گوسفند مطالبه نمود. ولی ترکان غز این حاکم خونریز را از بلخ بیرون کردند و سلطان سنجر پس از مشورت با اطرافیان تصمیم گرفت به بلخ برود. ترکان معذرت طلبیده پیشنهاد کردند صد هزار دینار و هزار غلام بدهند ولی سلطان عذر آنها را نپذیرفت.

 

 

   

وقتی سلطان سنجر نزدیک چادرهای ترکان غز رسید آنها  با زن و بچه‌هایشان به حالت تضرع پیش آمدند و معذرت خواستند و پیشنهاد کردند که به تعداد خانواده‌هایشان شمش های نقره به او تقدیم کنند. امرای سلطان مانع پذیرفتن این پیشنهاد شدند و جنگی در گرفت و ترکان غز که ناامید بودند چنان مبارزه کردند که قشون سنجر را در هم شکستند و خود او را اسیر کرده به مرو بردند. سپس عده ای ماجراجو به آنان ملحق شده به طرف نیشابور روان گردیدند و چون مردم نیشابور مقاومتی نشان دادند و چند نفر از ترکان کشته شدند دستور قتل عام شهر را دادند و مسجد بزرگ آن شهر را سوزاندند. سپس در خارج شهر چادر زده هر روز برای آزار مردمان وارد شهر می شدند و در شهر‌های دیگر خراسان نیز به همین طریق رفتار کردند.

در تاریخ 550 هجری هنگامی که سنجر در قید اسارت آنان بود انوری می گوید: مساجد را در شهر به عنوان اصطبل چهار پایانشان اختیار کرده بودند و در هیچ محلی خطبه ای خوانده نمی شد زیرا نه خطبه خوان و نه منبری باقی مانده بود.

       

 

     

بنابر این احتمال دارد که در سال 548 هنگام واقعة ترکان غز در رباط‌ شرف نیز خرابی‌هایی بوجود آمده باشد و سال بعد تعمیراتی در آن به عمل آمده و این کتیبه مربوط به همان زمان است.

رباط شرف با وجود خرابی‌هایش امروز بسیار زیباست. از خارج دیوارهای آجریش محکم و قوی است و از داخل زبنت‌هایش به منزلة شاهکارهای بزرگی از هنر آجر‌تراشی و گچ بری ایران است، در کنارش آب انبار بزرگی است که آب باران در آن ذخیره می گردد زیرا اطراف آن چشمه یا رودخانه یا  قناتی نیست.

رباط شرف دو حیاط دارد و در هر یک از حیاط ها چهار ایوان است. اتاق های متعدی در اطراف حیاط‌هاست که محل اقامت مسافران بوده است. در یکی از اتاق‌ها محرابی است که در آن نماز خوانده میشد. حیاط دومی بزرگتر حیاط اولی و زیباتر از آن است و محل اقامت بزرگان یا شخص پادشاه بوده است.

 

 

       
/ 0 نظر / 24 بازدید