اینجا آنجا

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن .

دکتر شریعتی

/ 6 نظر / 9 بازدید
مای تم

سلام دوست عزيز وب سايت MyTheme.ir (قالب من) گرافیک منحصر بفرد و بسیار جذابی برای قالب های رایگان وبلاگ در همه موضوعات و زمینه ها ارائه داده. اگه مي خواي وبلاگت جذابيت زيادي واسه بازديد كنندگان داشته باشه پيشنهاد مي كنم حتما يه سر بزن قالب ها رو ببين و انتخاب كن. موفق باشي

بهرام

حالت افسرده ای دارد دلم قیل وقال مرده ای دارد دلم بوی نمناک هزاران خاطره خاک باران خورده ای دارد دلم با سلام و ممنون از حضور گرمت داش بهرامممممممممممم[گل]

نفس

[لبخند] متن قشنگیه موفق باشی[گل]

بهرام

خداوند در كنار ماست آپم و درانتظارت دوست گرامی [گل][بدرود]

نفس

روي آن شيشه تب دار تورا جا کردم ... اسم زيباي تو را با نفسم ها کردم ... شيشه بدجور دلش ابري و باراني بود ... شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم ...